پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - چاپلوسي، بلاي جامعه ديني

چاپلوسي، بلاي ‌جامعه ‌ديني


گزارش‌از: حامد عسگرزاده

چاپلوسي به گونه‌اي تأسف‌انگيز و تهديد كننده در روابط اجتماعي شهروندان مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
چاپلوسي مورد نظر، عمدتا نسبت به كساني صورت مي‌پذيرد كه از توان‌منديِ اقتصادي، سياسي يا اداري بهره‌مندند.
البته اين وضع، محدود به تاريخ معاصر ايران نيست و گفتارهايي از تاريخ كهن وجود دارد كه بر اساس آن مي‌توان دريافت كه چاپلوسي در مناسبات ايرانيان از ديرباز وجود داشته است.
عبيد زاكاني در يكي از طنزهاي گزنده خود اين موضوع را به خوبي نشان داده و معلوم مي‌كند كه متاع تملق و چاپلوسي دستِ كم در دربار ايران و قدرت‌مندان مستبد وجود داشته است. سلطان محمود را در حالت گرسنگي، بادمجان بوراني پيش آوردند. خوشش آمد و زياد خورد و گفت: بادمجان طعامي است خوش. نديمي در مدح بادمجان فصلي پرداخت. سلطان چون سير شد، گفت: بادمجان سخت مضر چيزي است، نديم در مضرت بادمجان مبالغتي تمام كرد. سلطان گفت: اي مردك نه آن زمان مدحش مي‌گفتي؟! نديم گفت: قربان! من، نديم توام نه نديم بادمجان.
و به اين ترتيب مي‌توان دريافت كه حكومت‌هاي استبدادي خاستگاه عمده‌ي چاپلوسي بوده و مي‌باشد. در اين حكومت‌ها، تمام قدرت در اراده‌ي يك فرد يا گروه معين جمع است. بنابراين، فرد نقطه اصلي و مهم در چرخش سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خواهد بود، و در نتيجه انصاف و موازين عادلانه بر روابط جامعه سيطره نخواهد داشت؛ رهبران و بزرگان جامعه از دانش و خرد دايرة المعارفي بهره‌مندند و چالش در مقابل گفتار و تصميمات آنان به عنوان خيانت به نظم و نسق جامعه قلمداد مي‌شود. چاپلوسان به خاطر منافع شخصي خودشان به تملق و مبالغه درباره‌ي خصوصيات و توانايي‌هاي توان‌مندان متوسل مي‌شوند و آنها را ستايش مي‌كنند.
علي فاخري، كارشناس ارشد جامعه‌شناسي در اين زمينه مي‌گويد: «پديده‌ها با گذشت زمان در رفتار جامعه نهادينه و ته‌نشين مي‌شوند، و اكثر مردم با آن خو مي‌گيرند؛ بنابراين حتي در صورتي كه عوامل شكل دهنده‌ي پديده‌ها از بين برود، باز هم آن پديده‌ها تداوم مي‌يابند. تملق هم يك پديده‌ي كهن است و نمي‌توان انتظار داشت كه از جامعه محو شود. چون سايه‌ي استبداد براي مدتي طولاني در تاريخ و فرهنگ بومي ايران وجود داشت و در بطن خود رفتارهاي تملق آميز را اشاعه و گسترش داده است. اگر چه در وضعيت كنوني، استبداد محو شده ولاكن رسوبات و عوارض منفي از آن كه يكي از آنها تملق است به وضوح در ارتباطات اجتماعي مردم ديده مي‌شود.»
در محيط‌هاي چاپلوسانه هر نوع تعبير بايد مورد پسند طبقه‌ي ممتاز جامعه باشد. در نتيجه صداقت و پاي بندي به اصولي كه تامين‌كننده‌ي منافع واقعي مردم است، جاي خود را به تحسين مبالغه آميز و در نهايت به چاپلوس مي‌دهد. البته شيوه و شكل چاپلوسي متنوع و متعدد است.
مسعود سرآباداني، كارشناس ارشد جامعه‌شناسي در اين مورد مي‌گويد: «تملق به صورت‌هاي آشكار و پنهان صورت مي‌گيرد. دادن القاب و عناوين جعلي و غير واقعي و ستودن غلط آميز طرف مقابل، يا افراد بالا دست از جمله شكل‌هاي چاپلوسي است.»

حال سؤال اين است كه وجود آفاتي مثل چاپلوسي نشانه‌ي چيست؟
حميد شريعتمداري سردبير فصلنامه هفت آسمان در اين مورد مي‌گويد:
«وجود چاپلوسي و ساير آفات اخلاقي در هر مجموعه‌اي نشان گر نا سالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهاي حاكم بر آن جامعه است. چنين فضايي [در جامعه] زماني شكل مي‌گيرد كه منزلت‌ها و نقش‌ها آن گونه كه شايسته‌ي افراد است توزيع نشود. اگر هر شخص در جايگاه در خور نشان خود قرار گيرد و مطابق با منزلت واقعي‌اش از نقش اجتماعي مناسب برخوردار شود، مناسبات در روابط اجتماعي نيز از سلامت كافي برخوردار خواهد شد.»
قداست سازي نيز به اعتقاد صاحب نظران زمينه‌اي مهم براي رواج چاپلوسي است يكي از اساتيد فلسفه‌ي سياسي در اين مورد مي‌گويد: «تجربه اروپا نشان مي‌دهد كه قداست سازي‌ها باعث مي‌شود انسان در مقابل آنچه كه مقدس نمايانيده مي‌شود، زانو بزند. و اگر كسي به آن مقدسات معتقد نباشد، به ريا روي مي‌آورد و كسي هم كه مي‌خواهد از اين وضع سوء استفاده كند و موقعيت خود را بهبود ببخشد با چاپلوسي بر ستايش افراطي روي مي‌آورد. به اين ترتيب بين انسان و خدا دوگانگي و تقابل پيش مي‌آيد.
حميد شريعتمداري، سردبير فصلنامه هفت آسمان پيش از هر گونه قضاوت مايل است جوامع و حكومت‌هاي ديني را به دو دسته تقسيم و سپس نسبت آنها را با چاپلوسي مشخص كند.
وي مي‌گويد: «اگر مقصود از جامعه ديني، جامعه‌اي است كه به واقع ديني است، به يقين چنين آفاتي در آن راه نخواهد يافت. در اين جوامع، جايي براي رفتارهاي دروغين نيست؛ زيرا آنچه كه ثروت و مسؤوليت و... نام مي‌گيرد، در واقع امانتي است در دست مردم و نه لقمه‌اي چرب و شيرين!! اما اگر مقصود از جوامع ديني، آن دسته از جوامع باشد كه به نام دين و به وصف ديني آراسته‌اند اما هنوز به كُنه و حقيقت دين و ديانت دست نيافته‌اند مي‌توان گفت كه بلي! چاپلوسي يك آفت بزرگ براي جوامع است. در اين نوع جوامع، افراد براي تقرب اندك به امتيازات دنيوي، مي‌كوشند خود را نزد آن مقامات عزيز و مورد اعتماد قرار دهند.
در چنين جوامعي حتي گفتار بزرگان دين و معرفت نيز به فراموشي سپرده مي‌شود. كمتر كسي به ياد مي‌آورد كه علي عليه‌السلام چگونه با چاپلوسان روبرو مي‌شد و درباره‌ي آنان چه مي‌گفت. ايشان مي‌فرمودند: «بر چهره ستايش گران، و اندام چاپلوسان خاك بيفشانيد». و يا اين‌كه: «از دوست داشتن چاپلوس و ستايش‌گر برحذر باش؛ زيرا اين لحظه، از حساس‌ترين لحظات براي نفوذ شيطان است تا بدان وسيله كار نيك نيكوكاران را ضايع كند.»
حضرت علي عليه‌السلام در سيره عملي خويش نيز هيچ گاه فرصت چاپلوسي آگاهانه يا ناآگاهانه را در اختيار اطرافيان قرار نمي‌داد.
امام علي عليه‌السلام هنگام ورود به شهر انباز، خطاب به كساني كه پشت سر ايشان پياده روان بودند فرمود: «اين چه كاري است كه مي‌كنيد؟ گفتند: رفتاري است كه بدان اميران‌مان را بزرگ مي‌داريم. علي عليه‌السلام فرمود: به خدا قسم اميران شما از اين كار هيچ سودي نمي‌برند. شما در دنياي خودتان برخودتان سخت مي‌گيريد، و در آخرت با اين كار به تيره بختي گرفتار مي‌آييد و چه زيان‌بار است مشقتي كه در پي آن كيفر دوزخ باشد، و چه سود آور است آسايشي كه با آن آسودگي از آتش دوزخ همراه باشد.»
علاوه بر عوامل ياد شده، بايد به انگيزه‌ها و كنش‌هاي شخصيتي و رواني و اجتماعي اشاره كرد كه بذر چاپلوسي را در سرزمين دل‌ها مي‌افشاند. و به اين ترتيب براي فرو كاستن از دامنه‌ي چاپلوسي، نخست بايد به تدبيري براي حفظ و پاسداشت حريم حقوق و اخلاق فردي همت گمارد تا آن‌كه اخلاق دست خوش مطامع قدرتمند واقع نشود؛ و تنها با شايستگي كامل، مبناي نيل به امكانات قرار گيرد.